ابو القاسم راز شيرازى

مقدمهء شارح 2

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

محض موهبت و جود از عين وجود گسترانيد مهد زمين را بر سطح ماء ، بدون معاون و مدد ، و فرمود : اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 3 » ، و ايجاد نمود موجودات سماوات و ارض را به جهت مرآت و مجلى و مشكات نور وجود خود تا معروف گردد به وصف وحدانيّت و احد : « و فى كلّ شىء له آية * تدلّ على أنّه واحد » « 4 » كه : مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ « 5 » . و برافروخت از نور شجرهء ولايت و توحيد خود كه حقيقت برزخيّت كبرى « 6 » فيما بين مشرق وجوب و مغرب امكان است مصابيح ارواح انبياء و رسل عليهم السّلام را در زجاجات قلوب و نفوس ايشان كه كواكب سماء وحدت حقيقيّه‌اند « لا بتأويل عدد » « 7 » كه : فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ « 8 » . و روشن فرمود بانوار مصابيح ايشان كه معجزات و شرايع و علوم و حكم است ، نفوس مظلمه و عقول ناقصهء خلايق و امم را قبل از برخورد به نار عبادت و تكليف كه : يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ « 9 » تا مؤمن و موقن شدند بر آنكه موجد ايشان واحدى است صمد . و پس از طلوع اصباح ارواح انبياء و رسل از آفاق اعصار عالم كون ، شمس

--> ( 3 ) - خدا نور آسمانها و زمين است . ( 4 ) - در هر چيز نشانه‌اى از يكتائى خدا وجود دارد . ( 5 ) - مثل نور او چراغدانى بلورين را ماند . ( 6 ) - مقام والاى حقيقت محمّديّهء علويّه عليهما السّلام است و شرح اين مقام در كتب اهل معرفت و تحقيق بتفصيل ذكر شده كه از آن جمله رسالهء « قنوتيّه » در شرح عوالم خمسه تصنيف ارزندهء حضرت راز ( شارح همين كتاب ) مفصّلا آمده است رجوع شود . ( 7 ) - اين جمله ، جمله‌ايست مأخوذ از خطبهء 152 « نهج البلاغه » كه حضرت در اين خطبهء توحيديّه در وصف يكتائى حقّ جلّ شانه فرموده است : « الاحد لا بتأويل عدد » : يعنى يگانه است و يكتا و يك امّا نه آن ( يك ) كه در شمار اعداد آيد زيرا كه آن ( يك ) كه در شمار اعداد آيد مبدا اعداد است كه با تكرار آن عددهاى ديگر بوجود مىآيد و يگانگى حقّ از چنين مشابهتى منزّه است اما استشهاد حضرت راز از اين جمله به اين منظور واقع شده كه خواسته‌اند به وحدت وجود در تنزّلات مراتب آنكه آيهء شريفهء ( نور ) گوياى آنست اشاره فرموده باشند ؛ يعنى نور مشكات و مصباح و زجاجه اگرچه در هر مرتبه نام ديگرى دارد امّا در عين حال يك نور است و تعدّد مرايا ( آئينه‌ها ) دليل بر تعدّد انوار نيست ( امّا اينكه اين نور كه نور وجود نام دارد تجلّى حقّ است نه عين ذات اقدس مستلزم بسط و تفصيلى است كه در اين پاورقى به‌هيچ‌وجه نمىگنجد ) . ( 8 ، 9 ) - ( نور خدا به چراغدانى بلورين ماند ) كه در آن چراغدان افروخته چراغى -